تبليغاتX
۩آبی دریا قدغن۩
۩آبی دریا قدغن۩



...گلایه کردن قدغن

اولین باری نبود که تو فرودگاه ازش خداحافظی میکردم...

اولین باری نبود که تو بغلم محکم فشارش میدادم و میبوسیدم و میبوییدمش...

اولین بار نبود...

به من نگاه کرد...

منم نگاهش کردم....

بعد یه دفه یه باریکه ی نازک و گرم از اشک رو صورت هر دومون روون شد...

لبامون آویزون شد و می لرزید...

با ناباوری...

با ترس...

یه دلهره ی قدیمی...

یه نا امیدی کهنه که همیشه توی فرودگاه تازه می شد...

و با اینکه تلاش میکردیم خودمونو خونسرد نشون بدیم ولی...

ایندفه بازم روز از نو و روزی از نو...

دیشب پیشش خوابیده بودم...

یعنی خواب که نه چون کلی از کارای دانشگاه مونده بود...

به صورت معصومش اونقدر نگاه کردم تا خوابش برد...

یادمه یه قظره اشک از چشام ناخوداگاه ریخت رو بالش...

همه ی چیزایی که تو فرودگاه اتفاق افتاد همش 5 دقیقه طول نکشید...!

داداشی با مامان نازم دست تو دست هم رفتن به سمت گیت کنترل...

هنوز خوب یادم بود که ایران جزو 5 کشور تروریسته توی همه ی فرودگاهای دنیا...

هنوز یادم بود که باید مامان و سالار از یه گیت مخصوص هم میرفتن که ثابت بشه بمبی چیزی ندارن!!!

تو دلم دعا کردم ایندفه به چیزی گیر ندن...

هنوز داشتم گریه میکردم و از دور نگاهشون میکردم...

رفتن...

رفتن ایران...

یعنی کی دوباره میان اینجا...؟!

 

پ.ن.

۱.آبجی امروز داشتم دیوان فروغ فرخ زادی که یادگاری دادیو ورق میزدم...

دلم برات تنگیده...

۲.شهر را چیزی بیشتر از شب تاریک کرده بود...

88/08/01 توسط The guitarist star |

كريس دي برگ در كنسرت آمستردام با مچ بند سبز

کریس دی برگ(Chris De Burgh) هم سبز شد...

 

دوشنبه شب 21 سپتامبر 2009 در سالن هينكن در آمستردام كنسرت كريس دي برگ با حضور انبوهي از ايرانيان در اين سالن برگزار شد.
كريس دي برگ در ابتداي برنامه ضمن اشاره به حضور تعداد زيادي از جمعيت ايراني حاضر در سالن گفت كه آرزو دارد روزي در ايران و براي مردم ايران كنسرت برگزار كند. وي ضمن اشاره به حوادث اخير ايران از ندا به عنوان سمبل جنبش جوانان ايراني نام برد و يكي از زيباترين آهنگ هاي خودش را در اين كنسرت تقديم به ندا كرد.. او براي اداي احترام و اعلام حمايت خودش از جنبش مردم ايران در همه طول برنامه دستبند جنبش سبز را به دست كرده بود.در طول برنامه كريس دي برگ چندبار با كلمات فارسي با حاضرين ايراني صحبت كرد و آهنگ مشترك خودش با گروه آريان را يكي از بهترين تجربياتش ناميد و آن را اجرا كرد.

 

88/07/21 توسط The guitarist star |

The Circular Ruins

I>>>>>He feared lest his son should meditate on this abnormal privilege and by some means find out he was a mere simulacrum. Not to be a man, to be a projection of another man's dreams_what an incomparable humiliation, what madness!!!>>>>>I

.........

I>>>>>He walked toward the sheets of flame. They didn't bite his flesh, they caressed him and flooded him without heat or combustion. With relief, with humiliation, with terror, he understood that he also was an illusion, that someone was dreaming him...>>>>>I

{...SIGH}

The Circular Ruins, by Jorge Luis Borges

88/07/14 توسط The guitarist star |



من که خودم نمیدونم این وبلاگ در مورد چیه!
تو خودت بخون شاید فهمیدی ;)

the_guitarist_star@yahoo.com