تبليغاتX
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون

نه...

این قرارمون نبود...

تو بی خبر بری...

من خسته شم که تو بی همسفر بری...

نه...

این قرارمون نبود...

من رنگ شب بشم...

تو سر سپرده شی...

من جون به لب بشم...

باور نمی کنم...

این تو خود تویی...

این تو که از خودش بی خود شده تویی...

باور نمی کنم...

عشق منی هنوز...

گاهی به قلب من سر می زنی هنوز...

 

+ نوشته شده در 86/07/29ساعت 4:57 PM به قلم ستاره ی ... |

DO YOU REALIZE…?

LONELY DAYS ARE OVER…

DO YOU REALIZE…?

YOU CAN FIND YOURSELF IN ME…

DO YOU REALIZE…?

YOU'RE FOREVER IN MY HEART…

DO YOU REALIZE…?

WE COULD REACH THE STARS…

+ نوشته شده در 86/07/25ساعت 4:31 PM به قلم ستاره ی ... |

از دور به شبهی بی مانند می مانست...

که پیدا کردنش اگرچه دشوار اما شیرین بود...

لذت لمس قطره های باران بی او محال بود و با او زلال...

به جمع تک ستارگانم پیوست با نگاهی بی دریغ...

انگار ثانیه ها هم مقدس به نامش بودند...

دل به طنین لحظه لحظه ی سرود بودنش بستم...

بی خبر از آنجا که...

پاییز دل بستن هم موسمی است برای خود...

و بالاخره آواز با هم بودن را به آسانی باید بدرود گفت...

اما ای روزگار فراموشی خاطره هایم دیگر به دست تو میسر نیست...

خاطره هایم را نمی توانی بگیری...

آهای روزگار...

میشنوی صدایم را...؟

هوای عشقش و خاطره های نابش را نمی توانی از من بگیری...

گرفتن اینها از من به سادگی گرفتن وجودش از من نیست...!

 

+ نوشته شده در 86/07/22ساعت 5:6 PM به قلم ستاره ی ... |

فراموشی عشقت سخت بود نازنین...

سخت تر از زمانی که مرا از شیر مادر گرفتند...

با این همه برای همیشه فراموش نشدی...

اما عزیز...

پنهان کردن عشقت از همه سخت تر است...

کاش می دانستی که چه عذابی است...

کاش با خبر بودی از این دل آشفته...

کاش...

چون باد بر هر درختی چنگ می زنم تا شاید بمانم...

اما تلاش بی فایده است...

می دانم که آخر از یادت می روم...

 

+ نوشته شده در 86/07/19ساعت 3:45 PM به قلم ستاره ی ... |

حقیقتش عجیب میدانم که در این زمانه چگونه آتش دلم را به پا داشته ام.

 هنوز که هنوز است به یاد نگاه تو که می افتم می لرزم می سوزم.

هرچند از عشق معجزه بسیار دیده ام اما اعجاز عشق تو چیز دیگریست...

+ نوشته شده در 86/07/15ساعت 4:8 PM به قلم ستاره ی ... |

اینکه میگم دوستت دارم...

اینکه میگم تو رو میخوام...

اینکه میگم هرجا بری تا آخرش باهات میام...

اینکه میگم عاشقتم...

من تا همیشه باهاتم...

اینکه میگم پیشم بمون...

چه توی شادی چه تو غم...

دروغ محضه به خدا...

من دیگه دوستت ندارم...

اسم تو رو روی لبم از روی عادت میارم...

دروغ محضه به خدا...

من دیگه دوستت ندارم...

تو یکی از همین روزا میرم و تنهات می ذارم...

+ نوشته شده در 86/07/10ساعت 4:45 PM به قلم ستاره ی ... |